تبلیغات
غمستان

حرم مطهر حضرت سکینه خاتون سلام الله علیها تخریب شد.

[ یکشنبه 9 فروردین 1394 ] [ 10:29 ب.ظ ] [ کلب الحسن علیه السّلام ]

نوروز فاطمی


آجرک الله یا مولای یا بقیّة الله عجّل الله تعالی فرجک الشّریف


نوروز فاطمی

در روز قیامت جبرئیل به حضرت صدّیقه سلام الله علیها عرض می کند: هرچه دوست دارید از خدای خویش بخواهید.

بی بی می فرمایند: "خدایا شیعیان من و فرزندانم را نجات بده".

در این زمان خداوند به آن حضرت می‏فرمایند: "اینک در میان اهل محشر برو؛ هرکس که به تو پناهنده شود همراه تو وارد بهشت خواهد شد".

در این هنگام همه مردم آرزو می کنند ای کاش "فاطمی" بودند.

(بحارالانوار، ج8 ، ص53 ،روایت 62)

نکند روسیاه شویم....

اللهم عجّل لولیّک الفرج

ثمّ العن الثّانی





موضوع: حضرات آل الله علیهم صلوات الله، انتظار، احادیث، تقویم شیعه،
برچسب ها: نوروز فاطمی، بهار، عید، فاطمیه، تقارن نوروز، عزاداری، دهه دوم،
[ سه شنبه 26 اسفند 1393 ] [ 09:56 ب.ظ ] [ کلب الحسن علیه السّلام ]

عزاداری سنت است.

[ جمعه 22 اسفند 1393 ] [ 01:40 ق.ظ ] [ کلب الحسن علیه السّلام ]

شفای چشم آیت الله بروجردی به برکت گِل پای عزاداران امام حسین (علیه السلام)

شیخ لطف الله صافی گلپایگانی خاطره ای را از مرحوم آقای بروجردی نقل میکنند :

این معجزه را چندین بار از زبان  مرحوم بروجردی شنیده‌ام که تعریف می‌کردند.هیئتی بود در بروجرد که افراد این هیئت سر تا پای خود را گِل‌آلود می‌کردند و با این شکل و شمایل به عزاداری در مصیبت حضرت سید الشهدا علیه السلام می‌پرداختند.

حضرت آقای بروجردی در یکی از سال‌ها که اتفاقاً چشمشان اذیت می‌کرد و در این مراسم شرکت کرده بودند، در حالی که مراسم به قوت خود برقرار بود، مقداری از گِل خشک شده‌ی عزاداران را به چشم خویش مالیدند.

به برکت عزاداری بر امام حسین علیه السلام این گِل، چشم مبارکشان را شفا داد به طوری که تا آخر عمر کتابهایی نظیر جواهر را به راحتی می‌خواندند.

حضرت آقای صافی در دیدار با مدیران رادیو معارف می گوید:

...اگر بخواهیم پایه نظام و حکومتمان را مستحکم کنیم که برقرار بماند باید این پایه‏های اصلی، اساسی و اعتقادی مردم و همه این شبهاتی که هست پاسخ دهیم. مخصوصاً راجع به حضرت ولی عصر و این که مردم آشنا به وجود مقدس ایشان باشند و ایشان را فراموش نکنند. «مرحوم بروجردی» گاهی سفارش می‏کردند که در منبرها یادتان نرود همیشه اسم حضرت را ببرید؛ به هر مناسبتی نام حضرت را یاد کنید و مردم را به یاد حضرت بیندازید که بدانند رعیت حضرت‏اند و نعمت‏های خدای متعال از سوی حضرت به ما می رسد و ما واقعاً باید که در این دوره غیبت از حضرت الهام بگیریم و درمقام کسب رضایت ایشان باشیم. كارهایمان، مملكتمان، نظاممان، دانشگاهمان، مدرسه‏مان، همه جا باید جوری باشد كه موجب خشنودی امام زمان (عج) شود. این انحرافاتی كه هست اینها خیلی خطرناك است، و این برنامه‏هایی كه شما دارید در مقابل آنها امیدواریم كه بتوانیم این وظایف را به نحو احسن انجام دهید....

ایشان در آخرین جلسه درس خارج فقه خود قبل از تعطیلات تابستانی فرمودند:

 به جای کرامت‌ها از فعالیت‌های علما بگویید.

مرحوم بروجردی گفتند که دیدم اشخاصی می‌آیند و سوالات خاصی از امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف و رابطه‌ی با ایشان مطرح می‌کنند و کنجکاو شدم و پس از بررسی متوجه شدم کسی که خود را بسیار متدین معرفی کرده، آمده است و در میان برنامه‌ی دعای ندبه که برگزار می‌کند ایجاد شبهه می‌کند و بدین وسیله افکار و عقاید خود را بین مردم القا می‌کند. ایشان فرمودند که من تکلیف خود دانستم و یک ماه مبارک رمضان فقط به صحبت پیرامون این مطلب پرداختم تا بتوانم مردم را نسبت به موضوعات مطرح شده آگاه کنم....

منبع: پایگاه اطلاع رسانی شیخ لطف الله صافی گلپایگانی( مد ظله العالی)





موضوع: اخبار، حضرات آل الله علیهم صلوات الله،
برچسب ها: تربت، بروجردی، صافی، گلپایگانی، مرجع، عزاداری، امام،
[ شنبه 15 آذر 1393 ] [ 08:49 ق.ظ ] [ کلب الحسن علیه السّلام ]

هفتم صفر شهادت سبط اکبر حضرت مولانا حسن بن علی علیهماالسّلام تسلیت باد



در تاریخ روایتی مبنی بر شهادت  مولا امام حسن مجتبی(علیه السّلام) در هفتم صفر وجود دارد که از زمان صفویه تصمیم گرفته شد این روایت به ۲۸ صفر منتقل شود تا در این روز دو مناسبت شهادت حضرت مولانا رسول الله (صلّی الله علیه و آله) و شهادت حضرت مولا امام حسن مجتبی(علیه السّلام) و در ۲۹ صفر هم شهادت حضرت مولا امام علی رضا(علیه السّلام) واقع شود.

این مسئله در عصر صفویه ترویج شد که برخلاف واقعیت های تاریخی است. به همین دلیل تمام شیعیان به غیر از شیعیان ایران در روز هفتم صفر به عزاداری می پردازند.

در گذشته تمام شیعیان دنیا، هفتم صفر را به عنوان سالروز شهادت امام حسن مجتبی(ع) عزاداری می کردند اما در عصر صفویه در ایران مناسبت هفتم صفر را به ۲۸صفر تغییر دادند.

 

در منابع کهن تنها به سال ظهور حضرت مولا امام کاظم(علیه السّلام) در سال ۱۲8ه. ق اشاره شده است بعدها در منابع دست دوم قید ماه صفر اضافه شد و در منابع بسیار متاخر نزدیک به قرن دهم به بعد از جمله در کتاب بحرالانساب قید هفتم صفر ذکر شده است و بنابر تتبعی که شده تنها کتابی که ظهور آن امام را به هفتم صفر نسبت می دهد همین کتاب است و تمام کتاب های بعد به این کتاب استناد نموده اند حتی در اصول کافی فقط سال ظهور امام ذکر شده است.

تاریخ واقعی ظهور مولا امام موسی کاظم(علیه السّلام) :

در جلد دوم این کتاب در صفحه ۳۰، در حدیث ۱۱۳۰ آمده است که ابی بصیر نقل می کند که من سال ۱۲۸ ه. ق همراه با مولا امام صادق(علیه السّلام) به حج مشرف شدم. وقتی از حج برگشتیم و به شهرک ابواء (بین مکه و مدینه) رسیدیم، و نور مقدس مولا امام کاظم(
علیه السّلام) در آن جا به دنیا ظهور کرد. بنابراین وقتی در راه بازگشت از موسم حج حضرت به دنیا آمده باشند بسیار بعید است که ظهور ایشان در ماه صفر باشد؛ پس تاریخ هفتم صفر به عنوان سالروز ظهور مولا امام کاظم(علیه السّلام) اصلا صحت ندارد و علمای شیعه بنا را به این گذاشته بودند که دو ماه محرم و صفر عزا باشد و همان طور که حسینیه ها و مساجد همه سیاهپوش می شوند و این سیاهپوشی تا آخر ماه صفر ادامه یابد.

در مقابل ماه شعبان تمام یادبودهایش جشن و سرور و تولد باشد و یادبود عزا در شعبان گرفته نشود این ماه برای سرور و شادی و ماه محرم و صفر هم برای یادبودهای عزا باشد.


بنابر این ظهور مولا امام کاظم(
علیه السّلام) یا ۱۷ ماه ذی الحجه یا ۲۷ ذی الحجه سال ۱۲۸ ه. ق بوده است. چون ذی الحجه آخرین ماه سال قمری است و ظهور امام(علیه السّلام) هم در روزهای آخر این ماه واقع شده است به همین دلیل گاهی در تاریخ اشتباه شده و به جای سال ۱۲۸ ه.ق سال ۱۲۹ ه. ق نوشته شده است.

http://www.sedayeshia.com/Userfiles/vahid1_25751.jpg

http://www.sedayeshia.com/Userfiles/safi1_25748.jpg





موضوع: تقویم شیعه، حضرات آل الله علیهم صلوات الله،
برچسب ها: شهادت امام حسن علیه السّلام، هفت صفر، صفویه، مدینه، مولا، محرم وصفر، 28 صفر،
[ دوشنبه 10 آذر 1393 ] [ 08:35 ق.ظ ] [ کلب الحسن علیه السّلام ]

دهم رمضان وفات حضرت خدیجه کبری سلام الله علیها تسلیت باد.



آجرک الله یا بقیة الله فی مصیبة جدتک المظلومة الخدیجه الکبری (سلام الله علیها)


در روز دهم رمضان ده سال پس از بعثت حضرت خدیجه کبری (سلام الله علیها) از دنیا رحلت فرمودند.
آن حضرت نخستین همسر پیامبر(صلی الله علیه وآله) بودند و تا در صورت ظاهر جهان فانی را وداع نفرموده بودند نبی گرامی اسلام (صلی الله علیه وآله) همسری اختیار نفرمودند. سبقت به اسلام و خدماتشان به پیامبر(صلی الله علیه وآله) زیاده ازآن است که ذکر شود. درفضیلت آن حضرت همین بس که والده مکرمه حضرت صدیقه طاهره (سلام الله علیها) هستند و همه ذراری پیامبر(صلی الله علیه وآله) به ایشان منتهی می شوند.

آن حضرت هنگام رحلت چند وصیت به پیامبر(صلی الله علیه وآله) نمودند و با آن همه فداکاری و انفاق مال به پیامبر(صلی الله علیه وآله) عرض کردند: یا رسول الله (صلی الله علیه وآله) مرا ببخشید که درحق شما کوتاهی کردم پیامبر(صلی الله علیه وآله) فرمودند: حاشا و کلا من از شما جزخوبی ندیدم بلکه منتهای سعی و کوشش خود را درحق من نمودی. شما درخانه من زحمات زیادی را متحمل شدی. اموالت را درراه خدا بذل و بخشش نمودی . آنگاه بی بی حضرت خدیجه (سلام الله علیها) عرض کردند: یا رسول الله (صلی الله علیه وآله) شما را وصیت می کنم به این دختر و به حضرت فاطمه(سلام الله علیها) اشاره نمود این دختر بعد ازمن یتیم و غریب است. کسی اززن های قریش او را اذیت نکند . کسی به صورت او لطمه ای نزند به روی او داد نزند و مکروهی نبیند.

رسول خدا (صلی الله علیه وآله) فرمودند: دین من برپا و مقاوم نشد مگربه دو چیز: اموال خدیجه(سلام الله علیها) و شمشیر علی بن ابی طالب (علیهماالسلام)؛ همچنین فرمودند: هیچ مالی به اندازه اموال خدیجه (سلام الله علیها) به من منفعت نرسانده است.
منابع:
فیض العلام: ص 27.
شجره طوبی: ج 2 ص 235-234.

---------------------------------------

لحظاتی که نشستی بغل بستر من

این قَدَر گریه نکن فاطمه(سلام الله علیها) جان در بر من

دیدن اشک تو والله برایم سخت است

پس عذابم نده در این نفس آخر من

تو اجازه نده تنها بشود پیغمبر

بعد من باش کنار پدرت دختر من

صَرف دین پدرت شد لحظات عمرم

وقف شد دار و ندارم به ره همسر من

همه‌ی زندگی‌ام خرجیِ اسلام شده

جان من نیز فدای سر پیغمبر من

از همه ثروت من که به هوای دین رفت

یک کفن نیست بپیچند بر این پیکر من

این همه سال غمی در دل من راه نیافت

ولی امشب غم فردای تو آمد سر من

می‌روم زود ز پیش تو دلیلش این است

که نبینم چه می‌آید به سر کوثر من...

-----------------------------------------------

اَللّهُمَّ عَجِّل لِوَلیِّکَ الفَرَج




موضوع: حضرات آل الله علیهم صلوات الله، تقویم شیعه، اشعار،
برچسب ها: حضرت خدیجه سلام الله علیها، مدینه، مکه، شعب ابی طالب علیه السّلام، دهم رمضان، بعثت، هجرت،
[ سه شنبه 17 تیر 1393 ] [ 07:27 ب.ظ ] [ کلب الحسن علیه السّلام ]

ایام ظهور نور مبارک حضرت مولانا قاسم بن الحسن علیهماالسّلام مبارک



صلّی الله علیک یا مولای یا قاسم بن الحسن علیهماالسّلام


در مورد تاریخ دقیق ظهور نور مبارک ایشان اطلاع دقیقى در دست نیست ولى عموما محبّین حضرات آل الله علیهم صلوات الله از پنجم تا دوازدهم رمضان به برپایی مجالس بزرگداشت آن شهزاده والا مقام می پردازند .
مولانا حضرت قاسم‏ علیه السلام حدود 2-3 سال قبل از شهادت پدر بزرگوارش دیده
به جهان گشودند.
از این رو با عموى مهربان خویش حضرت مولا اباعبدالله الحسین‏ علیه السلام خو گرفته بودند. و در دامان پر مهر حضرتشان پرورش یافتند. شكل و شمایل ظاهرى و خصوصیات دیگر حضرت قاسم ‏علیه السلام شباهت بسیارى به پدر بزرگوارشان حضرت مولا امام حسن ‏علیه السلام داشته به گونه ‏اى كه مو.لا امام حسین ‏علیه السلام با دیدار شاهزاده قاسم علیه السّلام از برادر محبوب خویش یاد مى ‏كردند و فرزند برادرشان را در آغوش مى ‏گرفتند و نوازش مى ‏كردند.
چهره ‏ى آن جناب چنان زیبا و دل ‏انگیز بود كه ایشان را به پاره‏ ى ماه یا ستاره‏ ى زیبا (سهیل عرب) تشبیه كردند.




موضوع: تقویم شیعه، حضرات آل الله علیهم صلوات الله،
برچسب ها: مولا امام حسن علیه السّلام، مولا امام حسین علیه السّلام، تقویم شیعه، مولا قاسم بن الحسن علیهماالسّلام، کربلا، ولادت حضرت قاسم علیه السّلام، حجله،
[ شنبه 14 تیر 1393 ] [ 05:16 ب.ظ ] [ کلب الحسن علیه السّلام ]

هجده الی بیست و پنجم شعبان ایام ظهور نور حضرت رقیه خاتون سلام الله علیها مبارک باد.

اَلسَّلامُ عَلَیْكِ یا سَیِّدَتَنـا رُقَیَّةَ،

عَلَیْكِ التَّحِیَّةُ وَاَلسَّلامُ وَرَحْمَةُ اللهِ وَبَرَكاتُهُ،

اَلسَّلامُ عَلَیْكِ یـا بِنْتَ رَسُولِ اللهِ،

اَلسَّلامُ عَلَیْكِ یـا بِنْتَ اَمیرِ الْمُؤْمِنینَ عَلِیِّ بْنِ اَبی طالِبِ،

اَلسَّلامُ عَلَیْكِ یا بِنْتَ فاطِمَةَ الزَّهْراءِ سَیِّدَةِ نِسـاءِ الْعالَمینَ،

اَلسَّلامُ عَلَیْكِ یا بِنْتَ خَدیجَةَ الْكُبْرى اُمِّ الْمُؤْمِنینَ وَالْمُؤْمِناتِ،

اَلسَّلامُ عَلَیْكِ یا بِنْتَ وَلِىِّ اللهِ، اَلسَّلامُ عَلَیْكِ یا اُخْتَ وَلِىِّ اللهِ،

اَلسَّلامُ عَلَیْكِ یا بِنْتَ الْحُسَیْنِ الشَّهیدِ،

اَلسَّلامُ عَلَیْكِ اَیَّتُهَا الصِّدّیقَةُ الشَّهیدَةِ،

اَلسَّلامُ عَلَیْكِ اَیَّتُهَا الرَّضِیَّةُ الْمَرْضِیَّةُ،

اَلسَّلامُ عَلَیْكِ اَیَّتُهَا التَّقیّةُ النَّقیَّةُ،

اَلسَّلامُ عَلَیْكِ اَیَّتُهَا الزَّكِیَّةُ الْفاضِلَةُ،

اَلسَّلامُ عَلَیْكِ اَیَّتُهَا الْمَظْلُومَةُ الْبَهِیَّةُ،

صَلَّى اللهُ عَلَیْكِ وَعَلى رُوحِكِ وَبَدَنِكِ،

فَجَعَلَ اللهُ مَنْزِلَكِ وَمَاْواكِ فِى الْجَنَّةِ مَعَ آبائِكِ وَاَجْدادِكِ،

الطَّیِّبینَ الطّاهِرینَ الْمَعْصُومینَ،

اَلسَّلامُ عَلَیْكُمْ بِما صَبَرْتُمْ فَنِعْمَ عُقْبَى الدّارِ،

وَعَلَى الْمَلائِكَةِ الْحـافّینَ حَوْلَ حَرَمِكِ الشَّریفِ،

وَرَحْمَةُ اللهِ وَبَرَكاتُهُ،

وَصَلَّى اللهُ عَلى سَیِّدِنا مُحَمَّد وَآلِهِ الطَّیِّبینَ الطّاهِرینَ وَسَلَّمَ تَسْلیماً برَحْمَتِكَ یا اَرْحَمَ الرّاحِمینَ.

--------------------------------------
درود بر شما ای بزرگ ما رقیه(سلام الله علیها) كه بر تو باد احترام و سلام و عنایات و بركات خداوندگار ما.
به
شما ادای احترام می‌كنم ای دخت امیر المومنین علی بن ابی طالب(علیه السّلام)، در برابر عظمتتان تعظیم می نمایم ای دختر حضرت فاطمه زهرا (سلام الله علیها) كه مادرتان بزرگ زنان دو جهان است،
تسلیم مقام شما هستم ای دختر یادگار حضرت خدیجه كبری
(سلام الله علیها)، كه سمت مادری داشت بر مردان و زنان با ایمان.

سلام بر شما ای دختر ولی خدا ،
درود بر شما ای خواهر ولی خدا.

سلام بر شما ای دخت حسین شهید(علیهماالسّلام) . دعا نثارتان ای كه
در دینتان راستگو و حاضر هستید.

سلام بر شما ای كه از راهتان راضی بودید و خدا از مسیرتان خشنود.

در برابرتان خاضعم ای پرهیزكار و پاک؛ پس تحیت بر شما ای تزكیه شده برتر، تسلیم مقام شما هستم، ای كه بودید در مظالم و با ارزشتان همه را تحمل كرده، افشا نمودید.


صلوات خداوند بر شما و بر روح و جسمتان .


خداوند تبارك و تعالی خانه و زندگی شما را در بهشت قرار داده در كنار پدران و اجداد پاك و گرامی معصومتان .


درود بر شما به آنچه كه صبر كردید. پس چه زندگی زیبایی در انتظار شماست .


و نیز به فرشتگان پاسدار حرمتان كه نگهبان مقامات می‌باشند كرنش می‌كنم و صلوات خداوند بر آقای ما حضرت محمد (صل الله علیه وآله و سلم) و اهلبیت ایشان(علیهم السّلام)
(که در برابرشان تسلیم بودن خویش را ابراز می نمایم).

برحمتت ای مهربان ترین مهربانان




موضوع: حضرات آل الله علیهم صلوات الله، حضرت امینة الله العظمی بی بی رقیّه سلام الله علیها، احادیث، تقویم شیعه،
برچسب ها: حضرت رقیه سلام الله علیها، بی بی، حضرت سه ساله سلام الله علیها، دمشق، شام، سوریه، امام حسین علیه السّلام،
[ یکشنبه 1 تیر 1393 ] [ 02:53 ق.ظ ] [ کلب الحسن علیه السّلام ]

جشن ظهور نور حضرت رقیه سلام الله علیها در حرم ایشان برگزار شد.

[ یکشنبه 25 خرداد 1393 ] [ 02:45 ق.ظ ] [ کلب الحسن علیه السّلام ]

نیمه شعبان ظهور نور حضرت صاحب الزّمان عجّ مبارک باد

بسم الله الرحمن الرحیم
وَقُلْ جَآءَ الْحَقُّ وَزَهَقَ الْبَطِلُ إِنَّ الْبَطِلَ کَانَ زَهُوقاً
(الإسراء/۸۱)



پانزدهم ماه شعبان المعظم
مصادف باسالروز ظهور باسعادت یگانه منجی عالم بشریت
حضرت حجت ابن الحسن العسكری
مولا امام مهدی موعود(عجّل الله تعالی فرجه الشّریف)
را به همه شیعیان و منتظران ظهور آن حضرت تبریک عرض میکنیم.

دل دل نکن که می رسد از دلبرم خبر

شام فراق می رود و می شود سحر

چیزی نمانده تا برسد منجیِّ بشر

چیزی نمانده گلشن زهرا سلام الله علیها دهد ثمر

عید وصال آمده و لحظه ی ظفر

مژده بده که شد حسن عسگری علیه السّلام پدر

کعبه به گوش باش که منجی رسیده است

قلب تمام عالم امکان تپیده است

در سامرا امید خدا آفریده است

خورشید روی دامن نرگس سلام الله علیها دمیده است

عالم دم ِ محمّدیّش صلّی الله علیه و آله را شنیده است

قرآن نشسته بر لب قرآن دادگر

قرآن بخوان که حسرت کعبه صدای توست

رویای عرش زمزمه ی ربّنای توست

تیغ امیر خیبر و خندق علیه السّلام برای توست

امِّید فاطمه سلام الله علیها به دم رونمای توست

شش گوشه در تب سفر کربلای توست...






موضوع: انتظار، تقویم شیعه، اشعار،
برچسب ها: نیمه شعبان، مولا امام مهدی عجّ، حضرت بقیّة الله عجّ، انتظار، مهدویت، شعر مهدوی، imam mahdi(a.s)،
[ جمعه 23 خرداد 1393 ] [ 05:06 ق.ظ ] [ کلب الحسن علیه السّلام ]

مدافع حرم



اگر کــــه پرچم عبـــــــاس (علیه السّلام) روی گنـبد رفت
سه ساله (سلام الله علیها) خواست بگـــوید علم نیفتاده

بمـــــاند اینکه چـه خـــمپاره ها که آمده است
ولــــی بـه حُـــــــرمت او در حَــــــرم نیفـــــتاده

گــــــذار پــــــــوست به دباغــــــخانه مــی افتد
هنـــــوز کـــــار بــــــه دســـــــت عجـم نیفتاده.........




موضوع: اعداء آل الله علیهم لعنة الله، اشعار،
برچسب ها: داعش، النصره، عراق، سوریه، شام، حلب، daesh،
[ پنجشنبه 22 خرداد 1393 ] [ 02:31 ب.ظ ] [ کلب الحسن علیه السّلام ]

داعش لعنة الله علیهم




ثم العن الثانی

دال داعش دال دجال است و دام
داده بی شک سامری تغییر نام

هان! الف ابلیس و ایادی اوست
وقت، وقت مکر و شیادی اوست

عین آن؟ عین نجاست عین شر
در دلش بوبکر و عثمان و عمر (لعنة الله علیهم)

شین آن شراست برای انس و جان
بارالها خود رسان صاحب زمان (عجّل الله تعالی فرجه الشّریف)

اللهم عجّل لولیّک الفرج





موضوع: اعداء آل الله علیهم لعنة الله، اشعار،
برچسب ها: داعش، دولت اسلامی عراق و شام، وهابی، سلفی، تروریست، عراق، DAESH،
[ چهارشنبه 21 خرداد 1393 ] [ 04:11 ب.ظ ] [ کلب الحسن علیه السّلام ]

قطره ای از بحار لایتناهی فضائل مولا امیرالمؤمنین علیه السّلام

مولا امیرالمؤمنین علیه السّلام

شیخ صدوق قدس سره از مولا امام صادق علیه السلام و آن حضرت از مولا امیرالمومنین علیه السلام نقل کرده اند که فرمودند:

أنا علم
الله، و أنا قلب الله الواعی، و لسن الله الناطق، وعین الله الناظرة و أنا جنب الله و أنا ید الله.

من مظهر و نمایش دهندۀ علم خداوندم، و قلب خدا هستم که اسرار و علوم خود را در آن نگهداشته است، لسان گویای پروردگار و چشم بینای او هستم، و من جنب اللّهم یعنی جانب او هستم که تمام خلق امر شده اند به آن جانب توجّه کنند، و قرب خداوند جز با تقرّب به من برای کسی حاصل نشود، و من دست توانای حق تعالی می باشم.


التوحید: 164 ح 1، بحارالانوار:24/198 ح 25.




موضوع: حضرات آل الله علیهم صلوات الله، احادیث،
برچسب ها: فضائل مولا امیرالمؤمنین علیه السّلام، القطره من بحار، شیخ صدوق ره، خلیفة الله، عین الله، mola imam ali (a.s)، najaf،
[ سه شنبه 20 خرداد 1393 ] [ 01:31 ق.ظ ] [ کلب الحسن علیه السّلام ]

یازدهم شعبان ظهور شاهزاده علی اکبر علیه السّلام مبارک

حضرت علی اکبر علیه السّلام

اسعدالله ایّامکم

یازدهم شعبان سالروز ظهور نور مولانا علی الاکبر علیه السّلام مبارک باد.

شهزاده عالم امکان حضرت مولانا علی اکبر علیه السّلام در زیبایى صورت و سیرت و منطق اشبه مردم به رسول خدا صلى الله علیه وآله و سلّم بودند.
هم چنان که خداوند درباره اخلاق پیامبر صلى الله علیه وآله مى فرماید:
اِنّكَ لَعَلى خُلُقٍ عَظیمٍ.
همانا تو داراى اخلاق عظیم و برجستهاى هستى.
حضرت على اكبر علیه السلام هم در جمیع صفات و اخلاق چون پیامبر صلّی الله علیه و آله بودند و پدر بزرگوارشان دربارهى ایشان مى فرمودند:
»اللّهُمَّ اشهَد فَقَد بَرزالیهم غُلامٌ اَشبَهُ الناسِ وَ خلقاً و مَنطقاً بِرسولِكَصلى الله علیه وآله و كُنّا اِذا اشتقنا الى نَبیّك نَظَرنا الیهِ .
خدایا گواه باش جوانى كه در خلقت و سیرت و گفتار شبیه ترن مردم به پیامبرت بود به جنگ این مردم رفت و ما هرگاه به دیدن پیامبرت مشتاق مىشدیم به این جوان نگاه مىكردیم.
خب آیا منطق رسول خدا صلّی الله علیه و آله چیزی به جز علی دوستی بود؟!
در اوج عصبانیت حضرتشان با تشریف فرمایی امیرالمؤمنین علیه السّلام لبخند بر لبهای مبارکشان می نشست.
پس خلق و منطق مؤذن کربلا علیه السّلام نیز مبتنی بر محبت و ولایت جد بزرگوارشان حضرت امیرالمؤمنین علیه السّلام می باشد، چنانکه می بینیم در روز عاشورا با افتخار فرمودند: انا علی بن الحسین بن علی بن ابی طالب (علیهم السّلام)...
ب: عصمت آن بزرگوار
در زیارتنامه حضرتشان می خوانیم:
« صلى اللَّه عَلیكَ و عَلى عِترتِكَ و اهلِ بَیتكَ و ابائِك و ابناءِك و اُمَّهاتِكَ الاخیار الا برار الذینَ اذهَبَ اللَّهُ عنهُمُ الرِجسَ و طَهَّرهُم تطهیرا.»
و این عبارت دیگری از لسان الله در راستای آیه تطهیر می باشد.
كه دورى از رجس همان عصمت است و در زیارت رجبیه مولا امام حسین علیه السّلام محدث قمى در مفاتیح نقل كرده است:
آنگه به سوى قبر حضرت على بن الحسین علیهما السّلام برو و نزد قبر آن جناب بایست و عرض کن:
« السلام علیكَ ایها الصدیقُ الطیّبُ الزَّكىُّ الحبیبُ المقَّربُ وابن ریحانةِ رسول اللَّه و جَعلكَ مِن اهل البیت الذیت اذهَبَ اللَّه عنهم الرجس وَ طهَّرَهُم تطهیراً.»
كه خداوند آن بزرگوار را از اهل عصمت قرار داد. كلمه طیبه و زكى نیز موید عصمت است.
ج: صفات آن سرور
حضرت على اكبر علیه السّلام داراى صفات جلال و جمال و ملكات نیكو بودند .
مثلا آن جا که در راه کربلا بعد از تلاوت استرجاع توسط مولا اباعبدالله علیه السّلام، عرض کردند:
أَفَسَلنا عَلَى الحَقِ ؛ آیا ما بر حق نیستیم ؟
حضرت فرمودند: بلى،
به پدر عرضه داشتند: اِذاً لا نبالى بالموتِ. حال كه چنین است از مرگ باكى نداریم.
د: شجاعت
آن بزرگوار شجاعت را از مولا على مرتضى علیه السلام به ارث برده بودند.
علامه مجلسى نقل مىكند؛ آن حضرت به هر جانب روى مى آوردند گروهى از ضرب حیدری ایشان به خاك هلاكت مى افتادند .
فَلَم یَزَل یُقاتِلُ حتّى ضَجَّ الناسُ مِن كَثَرةِ مَن قَتَلَ منهُم وَ رُوِىَ أنّه قَتَلَ عَلى عَطَشِهِ مأةً و عِشرین رُجلاًثم رَجَعَ الى ابیهِ...فَلَم یَزَل یُقاتِلُ حتّى قَتل تمام المأقَین....
بقدرى از آن لشگر كُشت كه از كثرت كشته به شیون آمدند و روایت شده؛ شهزاده حضرت على اكبر علیه السّلام با آنكه تشنه بودند 120 نفر را كشتند آنگاه نزد پدر بازگشته دوباره به میدان آمدند و آنقدر جنگیدند تا كشته ها به دویست نفر رسید.
اول شهید از اهل بیت
ابن ادریس مى نگارد: « و هوَ اوّل قَتیل فى الواقعه یَومَ الطَّفِّ مِن آل ابى طالبٍ. حضرت على اكبر علیه السّلام اولین كشته از آل ابیطالب علیهم السّلام در روز كربلا بودند.»
از زیارت ناحیه مقدسه هم چنین استفاده مىشود كه حضرت على اكبر علیه السلام اول شهید از اهل بیت بوده اند، كه مى فرمایند:
«السلامُ علیكَ یا اوّلَ قَتیلٍ من نسل خیرِ سلیل من سُلالَةِ ابراهیم الخَلیل... سلام بر تو اى اولین جان باخته از خاندان بهترین زادگان-رسول اكرم صلّی الله علیه و آله و سلّم-از دودمان ابراهیم خلیل (علیه السّلام)...»

شهادت حضرت على اكبر علیه السّلام
ابن سعد گوید: مردى از شامیان على بن الحسین را كه مادرش آمنه دختر ابى مره ثقفى و مادر او دختر ابوسفیان بود فراخواند و گفت: تو با خلیفه خویشاوندى دارى. اگر مىخواهى برایت امان نامه بگیرم و هر جا كه دوست داشتى برو. گفت: به خدا قسم خویشاوندى رسول خدا صلى الله علیه وآله از خویشاوندى ابوسفیان لازمتر بود كه مراعات شود.
هنگامیكه تمامى اصحاب شهید شدند و فقط اهل بیت باقى ماندند تصمیم گرفتند كه با تمام وجود به ملاقات مرگ بروند و شروع كردند به وداع با یكدیگر. نخستین كسى كه قدم پیش گذاشت ابوالحسن على اكبر بود كه بیست و هفت ساله بود. او آیینه جمال نبوى، ضرب المثل اخلاق نیكو و خلاصهاى از گفتار بلیغ بود.

شاعر عرب در باره رسول خدا مى گوید :
زیباتر از تو چشم من ندیده
بهتر از تو را زنى نزائیده
آفریده شدى در حالى كه مبرا از عیب هستى
گویا چنان آفریده شدهاى كه مى خواستى
على اكبر برخاسته از درخت نبوى
و وارث آثار طیبه است

اگر كه خداوند شهادت او را مقدر ننموده بود و اسماء آنها را در صحیفه نازل شده توسط جبرئیل بر پیامبر مقرر نكرده بود، هر آیینه او سزاوار مقام خلافت بود.هنگامیكه تصمیم گرفت به میدان برود جدایى او بر بانوان حرم، سنگین مىآمد، چون او پناهگاه آنان، حامى امنیت آنها و تكیه گاه آرزوهاى آنها پس از حسین بود، مىدیدند كه آهنگ رسالت در حال قطع شدن است. خورشید نبوت درحال كسوف است و اخلاق مهدى درصدد كوچ كردن است. پس او را احاطه كردند و به اطراف او چسبیدند و مىگفتند: بر غربت ما رحم كن، نمىتوانیم فراق تو را تحمل كنیم. على اكبر اعتنا نمىكند چون مىبیند كه امام زمان وى در حالى است كه دشمنانش براى ریختن خونش اجتماع كردهاند از پدر اذن مىگیرد و بر اسبى متعلق به حسین علیه السلام بنام »لاحق« سوار مى شود. حسین علیه السلام نتوانست جلوى اشك چشم را بگیرد .

مى روى از برم اكنون، پسرم
شدم این لحظه جگر خون، پسرم
گر شود با خبر، ام لیلا
شود از داغ تو مجنون، پسرم
ره تو هست مقدس، اما
چكنم با دل محزون پسرم
چه كند عمه ى تو، گر بیند
روى زیباى تو گلگون پسرم

به سوى عمرسعد فریاد زد: تو را چه شده؟ خداوند رحم تو را قطع كند چنانچه رحم مرا قطع كردى و خویشاوندى مرا با رسول خدا حفظ نكردى، امیدوارم خداوند كسى را بر تو مسلط سازد كه در رختخواب تو را ذبح كند.
آنگه محاسن خود را به سوى آسمان بلند كرد و فرمود: خدایا تو شاهد باش كه شبیهترین مردم به پیامبرت از حیث آفرینش و اخلاق و گفتار به سوى این قوم رفت كه هرگاه مشتاق سیماى رسول تو مى شدیم به چهره اش مى نگریستیم .

بارالها پسرم اكبر رفت
گل نورسته ى من دیگر رفت
آنكه در خلقت و خو چون احمد
اشبه الناس به پیغمبر رفت
آنكه آرامش قلب و جان بود
دلم آتش زده تا آخر رفت

خداوندا بركات زمین را از آنان بگیر و اگر برخوردارشان ساختى، دچار تفرقه شان ساز و حاكمان را هرگز از آنان خرسند مكن. اینان دعوتمان كردند كه یارى مان كنند، آنگاه بر ما تاختند و به جنگ ما آمدند و حرمت نزدیكى مرا با پیامبر پاس نداشتند و آنگاه با صداى بلند این آیه را تلاوت نمود.
»خداوند آدم و نوح و آل ابراهیم و آل عمران را برجهانیان برگزیده دودمانى كه برخى از برخى دیگر برترند و خداوند شنواى داناست.
در بسیارى از كتب است كه چون شاهزاده عازم جنگ شد امام به او فرمود: با مادر و برادر و عمه هایت وداع نما. پس به خیام حرم آمد و با صداى بلند فرمود:
»السلام علیكَ یا اخاهُ و علیكنّ یا أهل بیتاهُ هذا آخِرُ السلام و آخِرُ الكلامِ و اللّقاءُ فى الجنّة.
چون صداى جانفزاى على اكبر به گوش پرده نشینان حرم رسید دور او حلقه زدند و چنان گریه و ناله كردند كه بیهوش شدند...
امام سجاد علیه السلام فرمود: روز عاشورا به مرضى شدید گرفتار بودم. در آن حال دیدم یكى آهسته دست و پاى مرا مىبوسد نگاه كردم دیدم برادرم على اكبر است كه در كمال ادب بر روى پایم افتاده و صورت خود را كف پایم مىمالد. گفتم: اى برادر، چه شده است كه حالت دگرگون و اشكت جارى است؟ پاسخ داد:پدرمتنهامانده، یارانش كشته شدهاند اینك قصد آن دارم كه جانم را نثارش كنم.
شاهزاده، مادر و برادر و عمهها را وداع نمود و نزد پدر بزرگوار آمد شاه مظلومان بدست خود اسلحه بر او پوشانید و كلاه خود فولادى بر سر او گذاشت و كمربند چرمى كه از على مرتضىعلیه السلام به یادگار داشت بركمر وى بست و شمشیر مصرى را بر او حمایل كرد و اسب را به او داد تا سوار شود و او را بدین گونه روانه میدان كرد.
حمید گوید: دیدم آن حضرت از شدت غم گاهى مىنشست و گاهى بر مىخاست و سرخود را به آسمان بلند مىكرد و مىگفت: خدایا شاهد باش كه على را فداى امت جدّم كردم .

خدا بسوز دلم، واقفى كه جانم رفت *** ز جان عزیزترم، اكبر جوانم رفت

پس آن شاهزاده به میدان رفت، جمیع لشگر حیران جمال نورانى او شدند چون به میدان رسید بر آن سپاه تاخت و قوت بازویش كه نشانهاى از شجاعت حیدرى بود بروز داد و رجز مىخواند:

أَنا علىُّ بن الحُسین بن على *** نَحنُ وَ بیتِ اللَّهِ أَولى بِالنَّبى
تَاللَّهِ لت یحكُم فیناابن الدَّعِىِ *** اضربُ بالسّیف أحامى عن اَبى

ضَرب غلامٍ هاشمِمّى عَلَوىّ
»من پسر حسین بن على هستم، سوگند به كعبه ما نزدیكتر و شایستهتر به مقام پیامبر صلى الله علیه وآله هستیم سوگند به خدا نباید پسر زنازاده )ابن زیاد( بر ما حكومت كند، با شمشیر شما را مىكوبم همچون كوبیدن جوانى هاشمى و علوى و از حریم پدرم حمایت مىكنم«
على اكبر پیوسته به راست و چپ لشكر حمله مىكرد تاقلب لشكر فرو مىرفت، هیچ سست ارادهاى با او مقابله نمىكرد و هیچ شجاعى جلو نمىآمد مگر آنكه او را به هلاكت مىرسانید.
پیوسته با آنان مىجنگید تا آنكه شیون كوفیان از فزونى كشته هایشان بالا رفت و با آنكه تشنه بود 120 نفر از آنان را كشت، نزد پدر بازگشت و با زخمهاى فراوانى كه داشت عرض كرد: پدر جان ؛ تشنگى هلاكم كرده و سنگینى زره بى تابم كرده:

پدر جان، جبهه و ابزار جنگى *** چنان بر من نموده عرصه تنگى
سلاح و شدت گرماى سوزان *** چنان افكنده لرزه بر دل و جان
كه نزدیك است جانم بر لب آید *** مرا لطف تو عقد عقده گشاید
اگر دارى بده آبى بنوشم *** كه بیش از پیش در میدان بكوشم

»یا أبَةَ، العطشُ قَدَ قَتَلنى و ثِقلُ الحدید اجهَدَنى، فَهَل الى شَربه مِن الماء سبیلٌ اتَقَوى بها عَلى الاعداء«
اى پدر، تشنگى مرا كشت و سنگینى اسلحه مرا بزحمت انداخته و توانم را برده است آیا راهى به سوى قطهر آبى هست تا بر دفاع دشمن قوت یابم .
امام حسینعلیه السلام گریه كرد و فرمود: »محبوب دلم صبر كن، بزودى رسول خداصلى الله علیه وآله تو را سیراب خواهد كرد كه بعد از آن هرگز تشنه نخواهى شد.«
» یا بُنَىَّ یَعِزُّ على محمد و على علىّ بن ابیطالب و علىّ اَن تدعوُهم فلا یُحبیوكَ و تستغیثَ بِهِم فلا یُغِیثوكَ. «
اى پسرم، بسى دشوار است بر رسول خداصلى الله علیه وآله و على مرتضى و بر من كه آنها را بخوانى و تو را اجابت نكنند و به آنها استغاثه كنى و به فریادت نرسند.
به او فرمود: اى فرزند زبانت را بیرون بیاور، پس زبان او را در دهان گرفت و مكید و انگشتر خود را به دهانش نهاد و فرمود: به میدان بازگرد كه امیدوارم پیش از شام جدت جامى لبریز از آب به تو بنوشاند كه بعد از آن هرگز تشنه نشوى.
على اكبر در حالى كه دست از جان شسته و دل به خدا بسته به سوى میدان رفت و در حالى كه از بشارت امام مسرور بود به سوى لشكر حمله كرد غبار را بر چهره آنان مىنشاند نمىفهمید كه آیا على اكبر است یا على بن ابیطالب كه در میدان ظاهر شده یا صاعقه است كه در برق شمشیر دیده مىشود تا اینكه هشتاد نفر دیگر را كشت كه تعداد كشتگان به دویست تن رسید. مردم كوفه از كشتن وى پرهیز مىكردند تا اینكه چشم مرة بن منقذ عبدى ملعون به او افتاد و گفت: گناه عرب به گردن من است اگر باز اینگونه بر لشكر حمله كند و داغش را به دل پدرش نگذارم.
در این میان كه به مردم حمله مىكرد آن ملعون سر راه او را گرفت و نیزه را بر او زد و او را به خاك انداخت و لشگر دورش را گرفتند و با شمشیر او را پاره كردند.
به روایت ) بحارالانوار ( مرة بن منقذ بر فرق آن جوان ضربتى زد كه تاب از او برفت لشگر با شمشیر بر او مىزد و او دست بگردن اسب خود انداخت و اسب كه گویا تیر به چشمش خورده بود یا خون آن حضرت بر چشمانش ریخته بود او را میان لشگر دشمن برد. »فَقَطَّعُوهُ بِسئوفِهم اِرباً اِربا« لشگر با شمشیر خود او را پاره پاره كردند. چون جان به گلویش رسید فریاد زد:
»یا أبتاهُ هذا جَدّى رَسولُ اللَّه وَ قَد سَقانِى بِكاسه الا وفى شربة لا أظلمأ بعدها أبَداً و هو یقول: العجل العجل فَانّ لَكَ كَأساً مَذخُورَة حتّى تشرَبَها الساعَةَ«
»پدر جان، این جدم رسول خداست كه جامى پر به من نوشانید كه دیگر تشنه نیستم و مىگوید: بشتاب، بشتاب كه جامى هم براى تو آماده كردهام تا در این ساعت بنوشى.«
به روایت دیگر از مرحوم سیدبن طاووس، صدا زد:
یا ابتاهُ علیكَ السلامُ هذا جَدّى یقرئك السلام و یقول لك عجّل القدوم علینا.
پدر جان خداحافظ، این جدم رسول خداست كه به تو سلام مى رساند و مى گوید هر چه زودتر نزد من بیا.
پس فریاد برآورد و مرغ روحش از قفس تن پرواز نمود.
امام حسین علیه السلام آمد بر بالینش نشست .
»وَ وَضَعَ خدَّهُ على خدِّهِ وَ قال: قَتَلَ اللَّهُ قَوما قتلوكَ، ما أجزاهم على اللَّه و على انتهاكِ حُرمَة الرّسولصلى الله علیه وآله على الدنیا بعدك العفى .
آن حضرت صورت خود را بر صورت على گذاشت و فرمود: خدا بكشد آن گروهى را كه تو را كشتند، چه جرأتى نسبت به خداوند و بر شكستن حرمت پیامبرصلى الله علیه وآله دارند بعد از تو خاك بر سر دنیا باد.»
در »روضة الصفا« آمده كه امام حسین علیه السلام بر بالین جوانش با صداى بلند گریست كه تا آن زمان كسى صداى گریه او را نشنیده بود.
-------------------------------------------------------------------------------------
حیاة الامام الحسین علیه السّلام،ج 3،ص 245 و مقاتل الطالبیین.
بحار الأنوار،ج 45،ص .43
اعیان الشیعه،ج 8،ص .206
همان،ص .207
حیاة الامام الحسین
علیه السّلام،ج 3،ص .248
«على الاكبر
علیه السّلام»از عبد الرزاق الموسوى،چاپ 1368 قمرى،نجف، صفحه 146.





موضوع: حضرات آل الله علیهم صلوات الله، تقویم شیعه،
برچسب ها: شهزاده حضرت علی اکبر علیه السّلام، کربلا، مدینه، اشبه الناس، خلقا و خلقا و منطقا، تقویم شیعه، imam hussin(a.s)،
[ یکشنبه 18 خرداد 1393 ] [ 07:41 ب.ظ ] [ کلب الحسن علیه السّلام ]